اندك بودنش به ملاحظات لغوي و ادبي محدود نشده است‌. شايد دليلش اين باشد كه موٴلف در وهله‌ٴ اول يك اديب يا متكلم نبود، بلكه مأمور مالياتي بود كه با واقعيات عيني سروكار داشت‌. منابع اصلي جانورشناسي عبارت است از محمد عوفي (سيزدهم ـ 1)، و زكرياي قزويني‌ (سيزدهم ـ 2)، ولي از كسان ديگري هم گه‌گاه نام برده شده است‌.
مقاله‌ٴ دوم‌، انسان‌: ساختمان بدن او، قواي روحي و صفات اخلاقي‌.
مقاله‌ٴ سوم‌، جغرافيا: در چهار بخش‌: 1) دو شهر مقدس و مسجد اقصي‌، 2) توصيف ايران‌، به‌ترتيب ايالات‌؛ آن‌گاه راه‌ها، مسافات‌، كوه‌ها، معادن و كاني‌ها، رودها، درياها و درياچه‌ها (كه‌ دو ثلث از اين مقاله را در بر مي‌گيرد)، 3) كشورهاي هم‌جوار ايران كه گاه بخش‌هايي از ايران‌ بوده‌؛ 4) كشورهايي كه هرگز جزو ايران نبوده‌اند.
خاتمه‌: عجايب ايران و كشورهاي ديگر.
به‌ويژه محققاني كه اين يا آن بخش از ايران مورد نظرشان بوده‌، به اين كتاب اشارات زيادي‌ كرده‌اند. البته اين كتاب براي مطالعه‌ٴ جغرافياي آسيا و قواعد و رسوم بين‌النهرين‌، ايران‌، تركيه و آسياي مركزي داراي ارزش است‌. حمدالله منابع مكتوب زيادي را ذكر مي‌كند، ولي احتمال‌ زيادي دارد كه او توانسته اسناد اداري زيادي از قبيل فهرست چاپارخانه‌ها و سياهه‌ٴ ماليات‌ها را نيز مطالعه كند.
او جدولي را از عبدالرحمان خازني (دوازدهم ـ 1)، نقل كرده كه تعيين قبله را در هر نقطه كه‌ مختصات جغرافيايي آن معلوم باشد، امكان‌پذير مي‌سازد. در اين جدول‌ها طول‌ها و عرض‌ها به‌وسيله‌ٴ حروف ابجد نوشته شده‌، و نه اعداد. (ص 26 متن فارسي از چاپ لسترنج [مستشرق‌ انگليسي 1854 ـ 1933]).
در بخش جغرافيا خرافات زيادي نقل شده‌، مثل اين‌كه در بيابان مغرب شهري ويژه‌ٴ زنان‌ وجود دارد كه دختران به روش بكرزايي خود را به‌وسيله‌ٴ آب آبستن مي‌كنند (همان متن‌، ص 272).

محمد بن محمود آملي‌

فيلسوف و دايرةالمعارف‌نويس ايراني كه به فارسي مي‌نوشت و در حدود 1352م‌/ 753 ه ق درگذشت‌.
از تاريخ و محل ولادتش اطلاعي نداريم‌، ولي در زمان الجايتو خدابنده (1304 ـ 1316) در سلطانيه مدرس بود و مهم‌ترين تأليفش نفايس الفنون را در سال 1335 م‌/ 736 ه ق تأليف كرد، ولي تكميل آن تاسال 1342م‌/ 743 ه ق به طول انجاميد.
علاوه بر تأليف نفايس‌الفنون‌، شرح‌هايي بر كليات قانون ابن سينا (يازدهم ـ 1)، كليات قانون‌ شرف‌الدين ايلاقي‌1 و مختصرالاصول ابن حاجب (سيزدهم ـ 1) نوشت‌. اين شرح اخير (كه ريو


1. ابوعبدالله شرف‌الدين سيد محمد بن يوسف ايلاقي‌. تاريخ وفاتش معلوم نيست‌، ولي حاجي خليفه (1، 269؛ 4، 434، 494) او را از مريدان ابن سينا دانسته‌، كه در اين صورت به ربع دوم سده‌ٴ يازدهم مربوط مي‌شود. كتابي كه (با استناد به ريو) مورد اشاره قرار گرفت‌، ظاهراً الفصول الايلاقيه نام دارد و مجموعه‌ٴ احكام و كلمات قصاري است كه از قانون ابن سينا استخراج شده است‌.